شعر سلطانپور در زندان 1353- 1356
دکتر بیژن باران دکتر بیژن باران

 

  

 

 

فداییان در زندان شعر و سرود فراوان داشتند که برای تقویت روحیه رزمی مفید بودند. آهنگها از 3 منبع گرفته می شدند: 1- ترانه هایی محبوب رادیو تهران، نمونه: خون ارغوانها بروی آهنگ محلی دستگاه همایون گوشه شوشتری نوای چوپان. 2- ملودیهای فولک-اتنیک قومی یا غربی، نمونه: آهنگ ساری سیرون یار ارمنی در سراومد زمستون. 3- خلاقیتهای فردی با استعداد موسیقی، نمونه: داوود خواننده آلبوم شراه های آتش.

 

باید مجموعه سرودهای فدایی را مداقه کرد؛ از حافظه فداییان در خارج مدد گرفت. تا مصنفان، آرایه های ادبی و منبع موسیقی هر یک را یافت. شعرهای این آهنگها را معمولا شاعران هوادار/ عضو می نوشتند که نامشانرا روی شعر نمی گذاشتند، نمونه: صدیقه صرافت. در این جستار چند سرود برای بررسی سبک شعری فداییان آورده می شوند.

 

مهدی سامع در ایمیلی به مولف در 2012.6.1 بمثابه یک منبع در باره 3 سرود زیر نوشت: سرود آتش را صدیقه صرافت در 1353 در زندان قصر سروده؛ آهنگ آن اقتباسی از سرود پیشاهنگی است. سرود و آهنگ قسم از صدیقه صرافت است. قسمت اول آن را در کمیته مشترک ضد خرابکاری سروده؛ قسمت دوم آن را در زندان قصر با همکاری پری آیتی. من یک زنم سروده پری آیتی است که به اشتباه به نام مرضیه اسکویی معروف شد. صدیقه صرافت زنده است؛ در .. زندگی می کند. پری آیتی پس از آزادی از زندان به سازمان پیوست؛ در درگیری نارمک تهران فروردین 55 شهید شد.

 http://asre-nou.net/php/view_print_version.php?objnr=13740  

 

نام: سرود آتش

اجرا: کارگاه هنر ایران

شعر: صدیقه صرافت

آهنگ: اقتباسی از سرود پیشاهنگی

سال: 1353

 

{آتش شعله برکش شعله دم فرومکـش

آن چنان بسوز آن چنان بسوز

آن چنان بسوز آن چنان بسوز

که بر پا کنی بس

روشنی در دل ما

روشنـی هـای انسـان} A

 

با نیروی توده برکن رسم بیداد

انقـلاب خلـق انقـلاب مـا

نگون سازد اندیشه ی اهرمن را

بسازد جهانی سراسر صفا را

با نیروی توده برکن رسم بیداد

کاندر آن جهان نـزد مـردمـان

نیابی نشانی زفقر و زحرمـان

نباشد دلی رنجه از بهـر بیداد/ {} A

http://www.youtube.com/all_comments?v=bM8LgxPnxc4

 

نام: در دل صحرا

شاعر: پری آیتی/ غزال، شهید 1355

آهنگ: بر وزن آهنگ دلکش "عاشقم من:" عاشقم من.. عاشقي بيقرارم/ كس ندارد خبر از شور و حالم/ همچو آتش گرم و سركش سر برآرم.

سال: 1354؟

 

 در دل صحرا، ميدمد لاله/ لاله‌هاي سرخ غرق در ژاله

مي دمد لاله، مي دمد لاله

خيز و با ما از افقها گذر كن/ دلنوازي چون نسيم سحر كن.

 اي فدايي، در ره خلق، سينه خود را سپر كن

من به راه خلق عاشقم اي جان

 در ره توده مي سپارم جان./ مي سپارم جان. مي سپارم جان.

http://asre-nou.net/1387/mordad/23/m-ghazal.html

 

نام: قسـم

شاعر: صدیقه صرافت/ پری آیتی

آهنگ: اقتباس از سرود پیشاهنگی

سال: 1353، زندان قصر

 

قسم خوردم بر تو من ای عشق/ کـه جـان بــازم در ره ات ای عشـــق

(نیـــارزد جــــان در رهـــی والا/ که ناچیز است هدیه ای ای عشق) 2

 

بــه خـــون پــــاک شهیــدان ات/ بــــه قلـــب پـــرخـــون ایــــن ملــــت

(نگیـرد ایــن شعلـه خـامــوشـی/ فــروزد از هــر کــران ای عشــق) 2

 

گمـان بـردنـد شعلـه مــی میــرد/ بســــاط ظلــــم ریشــــه مـــی گیــــرد

(نخشکد آن شاخـه ی سـرسبــز/ کــه آب از خــون شهیـدان خـورد) 2

 

زهر برگی که اش به خاک افتــد/ هــــزاران ســـــرو چمــــــن رویــــــد

(پــدیـــد آیــــد جنگلـــی انبــــوه/ ز نیــروی قهــر خلــق ای عشــق) 2

 

نام: من یک زنم

شعر: پری آیتی. مهدی سامع می گوید: مرضیه احمدی اسکوئی شاعر این سرود نیست.

آهنگ:

سال: 1354؟

 

من یک زن ام

من مادرم

من خواهرم

من همسری صادق ام

من یک زن ام

زنی از دهکوره های مرده ی جنوب

زنی که از آغاز

با پای برهنه

دویده است سرتاسر خاک تف کرده ی دشت ها را

من از روستاهای کوچک شمال ام

زنی که از آغاز

در شالی زار و مزارع چای

تا نهایت توان گام زده است

من از ویرانه های دور شرق ام

زنی که از آغاز

با پای برهنه

عطش تند زمین را

در پی قطره ای آب درنوردیده است

زنی که از آغاز

با پای برهنه

همراه با گاو لاغرش در خرمن گاه

از طلوع تا غروب

از شام تا بام

سنگینی رنج را لمس کرده است

من یک زن ام

از ایلات آواره ی دشت ها و کوه ها

زنی که کودک اش را در کوه به دنیا می آورد

و بزش را در پهنه ی دشت از دست می دهد

و به عزا می نشیند

من یک زن ام

کارگری که دست های اش

ماشین عظیم کارخانه را به حرکت در می آورد

و هر روز

توانائی اش را دندانه های چرخ

ریز ریز می کنند پیش چشمان اش

زنی که از عصاره ی جان اش

پروارتر می شود لاشه ی خونخوار

و از تباهی خون اش

افزون تر می شود سود سرمایه دار

زنی که مرادف مفهوم اش

در هیچ جای فرهنگ ننگ آلود شما وجود ندارد

که دست های اش سپید

قامت اش ظریف

که پوست اش لطیف

و گیسوان اش عطرآگین باشد

من یک زن ام

با دست هائی که

از تیغ برنده ی رنج ها

زخم ها دارد

زنی که قامت اش از نهایت بی شرمی شما

در زیر کار توان فرسای

آسان شکسته است

زنی که پوست اش آئینه ی آفتاب کویر است

و گیسوان اش بوی دود می دهد

من زنی آزاده ام

زنی که از آغاز

پا به پای رفیق و برادر خود

دشت ها را درنوردیده است

زنی که پرورده است

بازوی نیرومند کارگر

و دست های پر قدرت دهقان را

من خود کارگرم

من خود دهقان ام

تمامی قامت من نقش رنج

و پیکرم تجسم کینه است

چه بی شرمانه است که به من می گوئید

رنج گرسنگی ام خیال

و عریانی تن ام رویا است

من یک زن ام

زنی که مرادف مفهوم اش

در هیچ جای فرهنگ ننگ آلود شما وجود ندارد

زنی که در سینه اش دلی

آکنده از زخم های چرکین خشم است

زنی که در چشمان اش

انعکاس گلرنگ گلوله های آزادی موج می زند

زنی که دست های اش را کار

برای گرفتن سلاح پرورده است!

http://www.youtube.com/watch?v=mOXJzgqvLD4

 

نام: خون ارغوان‌ها

شاعر: سعید سلطانپور

آهنگ: اقتباس از یک ترانه محلی

خواننده: داوود شراره ها

سال: 1353، زندان قصر

 

سرود خون ارغوان‌ها بر وزن شعر نوای چوپان و ملودی آهنگ آن، در محافل مبارزان، گروههای سیاسی کوه، زندانیان سیاسی خوانده می‌شد. این سرود در آلبوم شراره های آفتاب‌ در مقطع انقلاب 57 نشر شد. مطلع این سرود این است: زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوان‌ها. شاعر آن سعید سلطانپور بود که در زندان قصر در بهار 56 با رفقای خود آنرا سرود و اجرا کرد.

 

آهنگ خون ارغوان‌ها  از روی آهنگ محلي دستگاه همايون گوشه شوشتري اقتباس شده. این تراه محلی در موسیقی مدرن ایران تاریخچه زیر را دارد. ترانه نوای چوپان با شعر هوشنگ شهابی، آهنگ محلي دستگاه همايون گوشه شوشتري، خواننده منوچهر همايون پور در ١٣٢٩، با نام بچۀ چوپان اجرا شد. در ١٣٣٧، محمود ثنایی متخلص به شهرآشوب شعری جدید زیر را روی آن گذاشت:

 

به‌شب، لحظه‌ای که در دامن افق سر کشد ستاره

کند با فسونگری، سوی عاشقان، هر زمان نظاره

شبان، با نوای نی، گویدت خوش از کوه و از کناره

 

که از کس نشانه، در این گردش زمانه، کجا مانده جاودانه

نماند ز ما اثر، در جهان مگر شعر عاشقانه

خوشا لحن عاشقی، زانکه جاودان ماند این ترانه

 

سحرگه، که در چمن، غنچه پیرهن می‌درد ز مستی

دهد جلوۀ سحر، رونق دگر بر جمال هستی

بگیرد ز ژاله‌ها، جام لاله‌ها، حال می‌پرستی

 

شنیدم ز بلبل که گفتی به خوشه‌چینی گل زین چمن نچینی

که این لاله و سمن، سرو و نسترن، هر کجا که بینی

بود قلب عاشقی، دست دلبری، موی نازنینی. http://www.facebook.com/video/video.php?v=2087313466999

 

در مراحل سریال دستگاه ساواک یک متهم سیاسی در چند زندان مختلف نگهداری می شد. تحرک در زندانها سوای روحیه مبارز، ورود زندانیان جدید، انتقال برخی به زندانهای دیگر، آزادشدن برخی دیگر – باعث ترویج سرودها در محافل سیاسی می شد. علاقه زندانیان به سرود برای تحکیم روحیه مقاومت و اتحاد بود؛ بعلاوه نیاز به هنر برای تلطیف روان انسانهای انقلابی.

 

ترانه های زندان به اکیپهای دانشجویی کوهنوردی در ایران، تظاهرات محدود/ گسترده، انجمنهای دانشجویی در اروپا و آمریکا نیز وارد می شدند. در جشنها و شبهای دانشجویان ایرانی این سرودها با ارکستر اجرا می شدند. این انجمنها در تکثیر، اجرا، کاربرد آثار انقلابی درون کشور می کوشیدند. بهنگام اختلاف در جلسه، خواندن سرود گروهی، روحیه اتحاد را دامن می زد.

 

در سکون سیاسی دهه 40 فروغ می گوید: کاش در جای دیگری به دنیا آمده بودم، جایی نزدیک تر به مرکز حرکات و جنبش های زنده. افسوس که همۀ عمرم و توانایی هایم را باید فقط و فقط به علت عشق به خاک و دلبستگی به خاطره ها در بیغوله ای که پر از مرگ و حقارت و بیهودگی است تلف کنم.

 

البته در بهمن 49 قیام 15 انقلابی خط بطلان روی "مرگ و حقارت و بیهودگی" کشید؛ جنبش نوین انقلابی را بینان گذاشت. پس از سیاهکل، فرهنگ فدایی در لایه های متعدد جامعه نضج گرفت. این فرهنگ مجموعه ای بود از پندارها، گفتارها، کردارهای پراستعدادترین جوانان. این فرهنگ مجموعه ای بود از: زندان، خانه تیمی، شبنامه، مقاومت در زندان، عملیات خیابانی، ارتباط گیری، مقاومت زیر شکنجه، جلسات مطالعه و بحث، ادبیات زیرزمینی، نشر زندیگنامه ها برای مدل زندگی، شجاعتهای درگیری، 10ها ممیزه شخصیتی اعضاء، مطالعات ادبیات مترقی تا خارج یعنی کنفدارسیون دانشجویان هوادار سچفخا.

 

رئوس این فرهنگ بقرار زیر بود: منافع/ آرمان کارگری، عدم سازش، شجاعت، هوش، خلاقیت، اطلاعات سیاسی موضعی/ محلی، انصاف، وجدان، ذوق هنری/ ادبی، مهارت تشکیلاتی، گذشت از روابط خانوداگی، ایثار، انصاف، انگیزه تغییر، طرح مسایل تاریخی، اجتماعی، اقتصادی.

 

در معادله 2 مطلق پویان یعنی قدر قدرتی ساواک و ترس مردم، 2 عامل شدت عمل و ارقه گی زیر نادیده گرفته شده بودند. 1- در معادله پویان یک متغیر یعنی درجه و شدت از قلم افتاده بود. یک نمونه از افزایش درجه خشونت در زیر می آید. بیباکی چریک منجر به خشونت بیشتر شکنجه و نهایتا ترور زندانی می شد. تحمیل 90 نوع شکنجه وحشیانه بر امثال ترگل منجر به قتل برخی زندانیان انقلابی زیر شکنجه می شد. انقلابیون بیرون خرمهره های رژیم مانند سرتیپ فرسیو و سرتیپ زندی پور را ترور می کردند.

 

محفلی درون ساواک در دور بعد 9 زندانی سیاسی یعنی جزنی همراه با 6 فدایی و 2 مجاهد نستوه را در اوین ترور کرد. 2- نقشه کشی غیرواکنشی ساواک برای یک دوره تا اطلاعات در باره سازمان را روندیابی کند. در فاصله اردیبهشت 53 – تیر 55، ساواک از واکشنهای ضربتی سریع خودداری کرد. مرکزیت سازمان خام شد؛ جلسه 8 تیر مهرآباد را برپا کرد که ساواک مترصد بود؛ منجر به شهادت حمید اشرف و دیگران شد.

 

اگر شکنجه نبود چرا چریک کپسول سیانور در دهان داشت تا زنده بدست ساواک نیافتد؛ چرا سازمانهای حقوق بشر، رسانه ها، وکلای مستقل به زندانیان سیاسی دسترسی نداشتند؟ ساواک فراقانونی با زندانیان برخورد می کرد؛ لذا آمران و ماموران ساواک در مقابل قانون و محکمه متهم به نقض قانون و قتل عمد اند. رسانه ها هم تحت اشغال ساواک بودند.

 

ارزنده ترین شاعر فدایی سلطانپور است. سعیدِ سلطان‌پور 1360-1319 زاده سبزوار، نمایش‌نامه‌نویس، شاعر، کنشگر انقلابی، کارگردانِ تئاتر؛ نام آورترین هنرمندِ سازمان، کاندیدای نماینده تهران در انتخابات مجلس اول جمهوری بود. او در 27 فروردینِ 1360 در شبِ عروسی‌ش دستگیر شد. پس‌از تحمّلِ 66روز شکنجه اقراری، انتقامی، جیره ای- در پایان بهار آزادی، بامدادِ 1 تیر 60 تیرباران شد.

 

در 1349 بجرم هواداری از سیاهکل، نیز در 1351 در رابطه با نمایش آموزگاران یلفانی و نشر کتاب نوعی از هنر نوعی از اندیشه 1349، مدتی بازداشت شد. او در زندان کمیته و اوین مجموعه شعر آوازهای بند 1353، صدای میرا 1347، از کشتارگاه 1356 را نوشت؛ برای نشر به بیرون از زندان رد کرد. آثار دیگر او عبارتند: نمایشنامه حسنک 1349، نمایشنامه ایستگاه 1345، تئاتر سیار عباس آقا کارگرِ ایران‌ناسیونال 1358. http://balatarin.com/permlink/2011/11/13/2798448 

 

او انجمن تئاتر ایران را در 1347 بنیاد نهاد با اجرای چندشب منقطع نمایشنامه های دشمن مردم ایبسن، چهره های سیمون ماشار برشت. در این مقطع سعید در اشاعه هنر مترقی می کوشید. چرا ساواک او و کمی بعد دکتر ساعدی را زیر شکنجه برد؟ در قانون جزای ایران شکنجه جرم است.

 

سعید بجرم نشر مجموعه آوازهای بند بمدت 3 سال در 1353-1356 زندانی شد. در دوران 3 ساله در قصر بند 2 و 3 بود؛ مجموعه شعر از کشتارگاه را چاپ زیرزمینی کرد. در 22 تیر 1356 از زندان آزاد شد. تاریخهای نشر آثار او مربوط به چاپ اول، با مجوز، برخی زیرزمینی، تکثیر در خارج بوسیله کنفدراسیون دانشجویان بوده؛ لذا تقویمی نیستند.

 

اشعار حماسی و عدالتخواهانه او در شب های شعر کانون نویسندگان در دانشگاه تهران شور انقلابی را دامن زد. سپس در شب 5م شبهای شاعران و نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران-آلمان/ گوته از 18 مهر 1356 ببعد از پشت پودیوم فریاد کرد: "زندانی سیاسی آزاد باید گردد."  در این شب 9 شعر زیر را خواند: سلام، غزل زمانه، اگر از خواب برآید بیمار، با کشورم چه رفته است، سرود برای گلهای سرخ، براین کرانه خوب، خفتبار، شانه به شانه، 4حرف. منظور از 4حرف می تواند مردم یا چریک باشد. رک ناصر موذن، ده شب- شبهای شاعران و نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران-آلمان، امیر کبیر 1357.

 

در آبان 56 به اروپا رفت؛ مدتی در برلین بود. دستنوشته هایش در خانه دوستی بجا مانده که پیوست اند. در 13 ماه اقامت در اروپا کمیته "از زندان تا تبعید" را راه انداخت. در مقطع انقلاب 1357 به ایران برگشت. نمایش حسنک و عباس آقا را روی صحنه برد. اشعار پراکنده او از جمله آفتاب‌کارانِ جنگل، رود، توماج، جهان- در روزنامه های بهار آزادی نشر شدند.

 

سعید پرآوازه ترین شاعر مقطع انقلاب بود؛ در شعر خوانی او در دانشگاه تهران 20 هزار نفر حضور داشتند. البته در دهه 60 اعدام پرده سیاه سکوت روی نام او کشید؛ بسیاری از روشنفکران در دهه های 60 تا 90 جرات ارجاع به نام و آثار او را بویژه در داخل نداشتند.

 

زبان شعری سلطانپور حماسی و تغزلی، فارسی نوشتاری، آهنگین و پرطنین است. شعر او در سنت شعرنو حماسی خراسانی اخوان، آزرم، کدکنی می باشد. او مجموعه شعر صدای میرا را در 1347 با اجازه رسمی نشر کرد؛ ساواک زود آنرا جمعآوری کرد. کنفدراسیون دانشجویان در خارج آنرا تکثیر کرد. چرا دربار با هزینه سالانه بیسقف برخلاف قانون، خسارت به یک شاعر و ناشر را با جمعآوری کتاب انجام می داد؟

 

مناعت سعید در ایثار داروندارش تا پای جان، باعث عدم توجه به امضای نامش روی 7 شعر آلبوم شراره های آفتاب شد. البته آرایه های ادبی سعید امضای سبک شعری او در آنها یند. سرعت حوادث در مقطع انقلاب مانع از چاپ آخرین مجموعه اشعارش شد. این مجموعه می توانست در برگیرنده شعرهای مانند جهان، توماج، و سرودهای 7 گانه باشد.

 

کتاب از کشتارگاه حاوی هیچ یک از 7 سرود نمی باشد. شاید این 7 سرود نزدیک به رسیدن آزادی او در تیر 56ش سروده شده بودند. فهرست 13 شعر مندرج در از کشتارگاه بقرار زیرند: غزل زمانه، در هوای درهم شبگیر، غزل بند، سحر در بند، غزل برای دلاوران، غزل رفیق، غزل شکنجه، این نغـمه–ساز پنهان، حربا، سرچشمه، دربند پهلوی، 4حرف، رودخانه. این 7 رود نمی توانند پیش از 56 ساخته شده باشند؛ ورنه به خارج نشت کرده؛ کنفدراسیون دانشجویان آنها را کر/ گروهخوانی می کرد.

 

فعالیت مبارزاتی سعید برای جمعآوری و تدوین کلیات آثارش وقتی برایش نگذاشت. لذا نسلهای بعدی از یک نسخه رسمی کلیات آثار او محروم شدند. همین کم توجهی به چاپ آثار پراکنده پس از کتاب تولدی دیگر در بحبوحه فیلمسازی نیمه اول دهه 40ش، فروغ را هم نشان داد.

 

عدم توجه سعید به گنجاندن آلبوم شراره های آتش در کتاب از کشتارگاه، سوای سانسور دولتی، نیز شاید گروهی بودن روند آفرینش این سرودها بوده باشد. بااینکه مداد و کاغذ در زندان غدغن بود؛ شعرهای شفاهی بطور مخفی دست نوشته و ردوبدل می شدند. می تواند دلایل دیگری هم باشند: شعر این ترانه ها در پایان، کار گروهی فداییان زندانی می توانسته باشد. واشکافی عبارتبندی، استعارات، نمادهای این 7 سرود با اشعار از کشتارگاه سعید همگنی کامل دارند. در نشستهای زندان قصر و قزل قلعه این 7 سرود ساخته شده؛ سپس در زمانی بعد آنها بنام، بینام، بنام مستعار برای سراینده و آهنگساز نشر شده اند.

‏2012‏.06‏.04


June 5th, 2012


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان